تبليغاتX
سوز سخن

به بنده خبر دادند که حرامزادگانی به تازگی در راستای همان حرکات توهین آمیز به امام بزرگوارمان، امام علی النقی (ع)، حرکت توهین آمیز جدیدی را شنیع تر از قبل انجام داده اند. لذا از حقیر خواسته شد تا در این باره نقدی بنویسم:

 

پس از جست و جویی ساده در اینترنت به جزئیات حرکت آگاه شدم که از همان مختصر اطلاعات ابتدایی، متوجه کلیات ماجرا گشتم و البته به خودم اجازه بازبینی ندادم که...

راستش تنها چیزی که به ذهنم زد در این باره، تنها این بود که طبق روایات متعدد، آنانکه علناً به مخالفت با خدا و اهل بیت (علیهم السلام) بپردازند و یا توهین و بی احترامی کنند، در حرام زاده بودنشان شک و شبهه ای نیست. حرام زاده اند و فرزند حرام زاده (1)...

آن ها خیال می کنند با این کارها می توانند در مقابل نور خورشید بایستند که با این کار حماقت خویش را ثابت می کنند. و به قول یکی از دوستان بعضی ها اصرار دارند تا حرامزادگی شان را در عالم داد بزنند.

تنها چیزی که این میان مهم است و البته مطلب کوچکی هم نیست، این است که ما شیعیان، آن قدری در نشر معارف این امام بزرگوارمان کوتاهی کرده ایم که دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) این اجازه را به خود دادند که در این باره وارد شوند و به ایشان بی احترامی کنند.

دشمنان قسم خورده ما شیعیان که الحق شاگردان خوبی برای مکتب ابلیس هستند، آن قدر کار خود را صحیح و درست، با سرعت آرامی شروع کردند که امروز به این راحتی با مخاطب بسیار بالایی دست به این اقدامات می زنند و متأسفانه ما، مثل همیشه، تا کار بالا می گیرد وارد ماجرا میشویم.

دیروز، در دیدار جامعه مداحان با مقام عظمای ولایت، امام خامنه ای (مدظله العالی)، که بالاخره پس از چند سال حقیر نیز توفیق حضور یافتم، از مداحان که آنان را بلبلان آستان اهل بیت (علیهم السلام) خواندند، زبان به گلایه از مادحین گشودند که بنده، مطلب جدیدی برای مداحان عزیز ندارم؛ 20 و خرده ای سال است که ما داریم یک سری مطالب را تکرار می کنیم { اما کسی گوش نمی دهد }2. ایشان در عین اینکه متانت و وقارشان اجازه نمی داد بر سر ما داد بزنند، فرمودند: شما اکثریت قریب به همه تان جای فرزندان من هستید؛ این حرف ها را به عنوان نصیحتی پدرانه بپذیرید. این نشان می دهد که کار چقدر بالا گرفته است. این نشان می دهد که ما چقدر غافلیم. این نشان می دهد که چقدر ما عقبیم...

و وای بر ما که همیشه وای بر ما گفته ایم و ذره ای به خود نیامده ایم تا کار دوباره بالا بگیرد و دست و پایی بزنیم.

آی غافل ها: (خودم نیز مخاطب این ندا هستم)

از خواب بیدار شوید که دارند دوباره خدایمان را سنگ و چوب می کنند...

یاحق

----------------

1) امام صادق (ع) : یکی از نشانه های ولد الزنا دشمنی با ما اهل بیت است. (امالی شیخ صدوق -ص338)

2) جمله ی داخل کروشه برداشت بنده از صحبت آقاست.

+ نوشته شده توسط حسین رضائیان در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 و ساعت 9:33 |
در مدرسه ای تحقیقی با عنوان نامه به امام زمان (عج) به اجرا در آمد و از دانش آموزان خواستیم در این تحقیق شرکت کنند و هر کدام نامه ای به امام زمان (عج) بنویسند. در این بخش با چند نامه از نامه های این بچه ها رو برو می شویم. سادگی را در صدق گفتار بعضی از آن ها می توان حس کرد. نظرتان را متمم این نامه ها کنید.

به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین رضائیان در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 و ساعت 2:18 |
باسلام.

تصاویری از مراسم مداحی استاد بزرگوارم، جناب آقای مطیعی در بیت رهبری؛ فاطمیه دوم 1391


به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین رضائیان در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 2:28 |
می خواستم درباره ی انتخابات بنویسم که جبهه پایداری را ریاکار می دانم و جبهه متحد را متصل به دستگاه قدرت و ثروت، که زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) نظرم را عوض کرد. با صحنه ای روبرو شدم که عکس زبانش گویاتر از من است. فقط یک سوال:

به نظر شما آیا این چیزها معرفت می آورد؟؟؟

آیا واقعاً اینجا « گنجیه ی معرفت » است؟؟؟

از بابت کیفیت پایین عکس عذرخواهی می کنم. دوربین گوشی جی ال ایکس و حمایت از تولید ملی! یاحق

+ نوشته شده توسط حسین رضائیان در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 و ساعت 20:50 |

در ضمن فایل صوتی زیر بسیار شنیدنی است؛ برای دانلود کلیک کنید:

http://uplod.ir/hzd3a6ansovc/soozesokhan.mp3.htm

+ نوشته شده توسط حسین رضائیان در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 و ساعت 12:9 |

اسم آن بزرگوار علی است و کنیه مشهور ایشان ابوالحسن ثالث (1) و إبن الرضا، است و لقب مشهور آن بزرگوار نقی و هادی است. همر شریف آن بزرگوار 40 سال بود. در دوم رجب المرجب سال 214 از هجرت متولد شد (2) و سال 254 سوم رجب المرجب (3) به دست معتز عباسی لعنة الله علیه مسموم و شهید گردید. مدت امامت آن بزرگوار 33 است. 7 ساله بودند که حضرت جواد (ع) از دنیا رفت و امامت به ایشان منتقل شد...

به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین رضائیان در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 و ساعت 16:47 |

 


گلاب یاس


به سوز سینه ات آتش به پا شد

ببین از غصه ات با من چه ها شد

کمان قامتت بانوی خانه

برای آسمان همچون سما شد

تویی ماه شب یلدای عالم

که چهرت پشت ابری در خفا شد

گلاب یاس را در پشت این در

گرفتند و گلم نشکفته وا شد

خدایا آسمان ماتم گرفته

که محسن کشته از ضرب جفا شد

 

.......................................

می گویند مادر در خانه هر کاری بکند، بچه ها یاد می گیرند؛ مثلاً اگر شهید بشود...

ایام فاطمیه تسلیت باد.

در همین یک جمله: « آی اهالی صدا و سیما! خیلی نامردید؛ باز فاطمیه شد و سریال های طنزتان شروع شد... »

+ نوشته شده توسط حسین رضائیان در شنبه نوزدهم فروردین 1391 و ساعت 1:42 |
ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه، به اطلاع می رساند:


مراسم عزاداری پنج شنبه شب ( 17 / 1 / 91 ) حسینیه امام حسن مجتبی (ع) توسط هیئت کریم آل طاها (ع) برگزار می گردد.

از تمام دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) دعوت به عمل می آید:

ته خط نازی آباد -  کوچه شهید پور کرمان -  حسینیه امام حسن مجتبی (ع) از نماز مغرب و عشا

دوستانی که مطلع شدند، اطلاع رسانی کنند. یاحق

+ نوشته شده توسط حسین رضائیان در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 و ساعت 2:5 |

از ابی حازم و او از ابوهریره نقل می کند که: پیامبر اکرم (ص)، به علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) نظر کرده فرمودند:

« أنا حرب لمن حاربکم، و سلم لمن سالمکم »

یعنی: با کسی که با شما در جنگ باشد در جنگم و با کسی که با شما در صلح باشد در صلحم.

پس آزار و اذیت فاطمه (س)، اذیت خدا و رسولش می باشد.

گردآورنده گوید: چون سخن ما بدینجا انجامید، بایسته است تا قسمتی از اخباری را که در این زمینه وارد شده است متذکر شویم تا بحث دوچندان گردد.

به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین رضائیان در یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 و ساعت 0:39 |

 

دوکوهه بودنش که دوکوهه بود؛ اما دوکوهه ی همیشگی نبود.

من نه، یکی از رفقا می گفت: با خودم خیال می کردم امسال که پس از 2 سال است راهیان نور نمی آیم، دوکوهه را که ببینم منقلب خواهم شد. اما وقتی دوکوهه را دیدم و فضای آنجا را انگاری که یک پارچ آب یخ ریختند روی سرم.

.

.

.


به دلیل تذکر به جای چند تن از دوستان و نیاز مبرم به بازنویسی، این مطلب فعلاً برداشته می شود. یاحق
+ نوشته شده توسط حسین رضائیان در دوشنبه هفتم فروردین 1391 و ساعت 15:31 |

دوستانی که در دوکوهه شاهد ماجرای گلایه عده ای از زائران بابت وضع نامناسب امسال دوکوهه و پاسخ گویی سردار مجتبی عسگری بودند، نظر خود را درباره آن اتفاق در قسمت نظرات مطرح کنند تا نتیجه گیری کنیم. یاحق

+ نوشته شده توسط حسین رضائیان در شنبه پنجم فروردین 1391 و ساعت 14:32 |

 

سلام. همین دیشب آمدیم از راهیان نور. چند روز معنویتی که برای من روسیاه دوامش به یک روز که هیچ، به ساعتی نکشید و زود بر باد رفت!

یادش بخیر روضه های شلمچه، اشک های طلائیه و ناله های فکه...

چقدر زود دلم تنگ شد.


به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین رضائیان در جمعه چهارم فروردین 1391 و ساعت 2:55 |

خوش آن دمی که بهاران قرارمان باشد

ظهور مهدی زهرا بهارمان باشد


.....................................................

سلام. عازم جبهه ها هستم همراه راهیان نور. التماس دعا؛ یاحق

+ نوشته شده توسط حسین رضائیان در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 و ساعت 2:1 |


متن سخنرانی دکتر حسن عباسی در دانشگاه

 

" دانشجوی خانوم الان زحمت کشیده بود، آمد اینجا گفت: دوستان دارند تو دانشگاه ها، در مورد شهدا تحقیقاتی می کنند که بگن آقا این شهدا، سواد داشتند؛ هی نگن آقا اینایی که رفتن جبهه بی سواد بودند. دانشجو بودن اینا رو میخوان اسناد و مدارکش رو جمع کنیم بعد منتشر کنیم؛ دانشگاه ها چه جوری همکاری کنند. گفتم: خب چرا این کار رو میخواهید بکنید؟ مثلاً اگر گفتیم فلان شهید سوم راهنمایی بوده رفته جبهه، این افت داره؟ ولی اگر گفتیم این مثلاً رفته دانشجوی زیست شناسی بوده، 4 واحد آلفرد کینزی پاس کرده؟ حالا شهادت این قبوله دیگه... چرا این کارو می کنید دوستان؟ ا



به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین رضائیان در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 و ساعت 1:35 |

 

متن سخنرانی حاج حسین یکتا؛ 10 دقیقه اول؛ شب پایانی اعتکاف در یکی از مساجد محله تهران پارس.

 

" بسم الله الرحمن الرحیم 

ما یه موقعی رفتیم جبهه؛ یه جمع خدایی، تو یه جای خدایی، یه کار خدایی، یه فرمانده خدایی، ته شم یه مرگ خدایی به اسم شهادت. این یه طرف. و با یه نگاه کلی یه نسیم بهشتی از آسمون وزید و بساطش رو امام (ره) جمع کرد و رفت. بعدشم یه روزی به ما گفتند قطعنامه و مثل بچه آدم هممون و انداختند بیرون، اومدیم تو این سرگشتگی و در به دری و آوارگی شهرهای دلمون.


به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین رضائیان در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 و ساعت 23:14 |